خبر پایان مدیریت دنیل لوی در تاتنهام مثل یک موج قوی بین هواداران پخش شد؛ شوک، خوشحالی و گاهی حتی سردرگمی. برای بعضیها این خبر مثل یک آرزوی دور و دراز برآورده شده بود. بالاخره دورانی تمام شد که شاید بتوان او را موفقترین ناموفق فوتبال ایران و حتی لیگ برتر انگلیس نامید.
اما حالا چه باید کرد؟ همیشه بعد از پایان یک فیلم و شکست شخصیت منفی، سوال این است که بعدش چه میشود؟ آیا مردم دوباره برمیگردند سر کار و زندگیشان؟
به عنوان یک هوادار، من هرگز یادم نیست تاتنهام بدون دنیل لوی را دیده باشم. بارها به واسطه تصمیمات او خشمگین شدیم؛ برای عدهای حذف او تبدیل به همه هویت فوتبالیشان شده بود. حالا با نبودش، این سوال مطرح میشود که واقعاً دنیل لوی خوب بود یا نه؟
او تاتنهام را تبدیل به یک مجموعه صنعتی کرد. از یک طرف قیمت بلیتهای بالا، سرگرمیهایی مثل NFL و پیست فرمول یک؛ از طرف دیگر فقط دو جام و کلی رویاهای ازدسترفته. لوی یک ماشین پولسازی راه انداخت، اما آنچه هوادار ایرانی و جهانی میخواهد موفقیت در زمین چمن است، نه فقط درآمدزایی.
مدتهاست احساس میشود که فوتبال از دستانش رفته بود و شاید همین تابستان بهترین لحظه برای خداحافظی بود. میراث او در سازههای باشگاه میماند؛ ورزشگاه و کمپ تمرینی، اما در تیمسازی و ساختن یک تیم پرافتخار، آن عزم و چشمانداز را نداشت.
دستاوردهای او برای باشگاه بینظیر بوده؛ ولی همیشه این حس باقی میماند که میشد بیشتر از اینها به دست آورد. فرصتهای زیادی از دست رفت و این لحظات باعث شد آنچه خارج از زمین ساخت، زیر سؤال برود.
شاید در آینده به احترامش بگوییم: «همه چیزی که داریم، مدیون لوی هستیم»، اما امروز، اکثر هواداران فقط خوشحالاند که دورانش تمام شد و دوباره میتوانند فقط برای تیمشان حمایت کنند.

















Insert Comment