مارکوس رشفورد که از سن هفت سالگی به منچستریونایتد پیوسته بود، حالا پس از سالها حضور و ثبت ۱۳۸ گل برای این تیم، با ناراحتی و سوالات بیپاسخ این باشگاه را ترک میکند و راهی بارسلونا میشود. تصویری که او از سفر با هواپیمای شخصی و بازی با ورق (با نمایش ورق آس دل) در صفحه اجتماعیاش منتشر کرد، نمادی از «امید» و «شروعی دوباره» تلقی شد، اما این انتقال بیش از آنکه طعم یک موفقیت باشد، حسرت و ابهام را به همراه دارد.
حتی همتیمیها و مسئولان باشگاه، ضمن آرزوی موفقیت برای او، میدانند کار رشفورد در منچستریونایتد به پایان رسیده بود و جرقهای که میتوانست او را به ستارهای تمامعیار بدل کند، دیگر در اولدترافورد شعله نمیکشید. در نیمفصل حضور قرضیاش در استون ویلا هم اثری از ثبات و بازگشت به فرم همیشگی دیده نشد. حالا بارسلونا، مقصد محبوب و آرزوی دیرین او، با قراردادی هوشمندانه و با گزینه خرید (و نه الزام خرید) به او فرصتی تازه داده است.
این انتقال برای بارسلونا معاملهای بهصرفه بهشمار میرود؛ باشگاهی که با وجود بهبود اوضاع مالی، همچنان با محدودیتهایی روبهرو است و نیاز به ستارهای تازه نفس دارد. مبلغ انتقال رشفورد (۳۵ میلیون یورو) برای بازیکنی در این سطح، با توجه به سابقهاش و سن و سالش، رقم مناسبی محسوب میشود. اگر عملکرد خوبی داشته باشد، بارسا میتواند بهراحتی او را حفظ کند و اگر نه، بدون ضرر جدایی را عملی کند.
در طرف دیگر، منچستریونایتد هم با رفتن رشفورد، چه از بعد مالی و چه از نظر بازسازی تیم، فرصت تازهای پیدا میکند. اما واقعیت این است که این جدایی، مشحون از افسوس است؛ بازیکنی که میتوانست در جمع اسطورهها و رکوردداران باشگاه قرار گیرد، حالا بدون آنکه به جایگاه شایستهاش برسد، میدان را ترک میکند.
مساله تنها دلایل فوتبالی یا مالی نیست؛ گزارشها حکایت از شکاف جدی در رابطه رشفورد و مدیریت باشگاه دارد. ماجرای سفر رشفورد به بلفاست بدون اجازه کادر فنی و تاخیرش در تمرینات بخشی از این روایت است، اما بسیارانی از جمله اسطورههایی مانند ریو فردیناند معتقدند آنچه رخ داده، پیچیدهتر از این حرفهاست و ناگفتههایی در پس پرده وجود دارد. مسائلی مانند افت فرم، مدیریت نادرست، بیانگیزگی یا مشکلات روحی و جسمی، همه و همه به عنوان فرضیات مطرح شدهاند، اما واقعیت ماجرا شاید هرگز آشکار نشود.
با همه اینها، انتقال رشفورد به بارسلونا، هم برای او و هم برای دو باشگاه، نقطه عطفی مهم و آغاز فصلی تازه است؛ اما سوالات بیپاسخ و حسرت فرصتهای ازدسترفته، تا مدتی طولانی هواداران را رها نخواهد کرد.










ارسال دیدگاه