در جریان مسابقات بزرگ اخیر، جود بلینگهام با انعطاف تاکتیکی و عملکرد تاثیرگذارش در تیم ملی انگلستان زیر نظر توماس توخل، برجسته شده است. بلینگهام در غیاب دکلان رایس، در نقش باکس توباکس به بازی گرفته شد و با این جابهجایی توانست برخی نقاط ضعف ساختاری تیم را به خوبی پوشش دهد.
در بازی برابر پاناما، ساختار تیمی انگلستان با تغییراتی جزئی و بسته به حضور بازیکنان مصدوم تنظیم شد. بلینگهام که معمولا به بازیسازی در خطوط جلو شهرت دارد، در این بازی نقشای پررنگ در خط میانی ایفا کرد و به همراه اندرسون اداره بازی را بر عهده گرفت. این انعطاف تاکتیکی به توخل اجازه داد تا بسته به لحظات بازی، آرایش تیم را میان ۳-۲-۵ و ۳-۱-۶ تغییر دهد.
توخل پس از بازی اذعان داشت که "بلینگهام هنگام مالکیت توپ مثل شماره ۱۰ بازی کرد" و افزود: "میخواستیم شش بازیکن در خط آخر داشته باشیم تا بتوانیم دفاع پنج نفره پاناما را به چالش بکشیم." بلینگهام با هوش و فیزیک فوقالعادهاش، به بازی عمق بخشید و با حرکاتش فضای مناسبی برای بازیکنان کناری ایجاد کرد.
در نیمه اول، انگلستان با از دست دادن توپ در مرکز، فرصتهایی برای ضد حمله پاناما ایجاد کرد اما توان دویدن و هوشمندی بلینگهام در عقبگرد و ضدپرس موجب شد تهدیدات خنثی شود. در نیمه دوم نیز با نقش هجومیتر بلینگهام، تیم شاهد پیشرفت در بازی عمقی و سرعت در خط حمله بود که زمینهساز دو گل انگلستان شد.
بارها دیده شد که بلینگهام با هدایت همتیمیها، فضای پشت دفاع پاناما را هدف میگرفت و یا با کسب خطا روی توپ تحت فشار، بازی را به سود تیم حفظ میکرد. قابلیت بالای او در سازگاری با موقعیتهای مختلف و تصمیمگیری هوشمندانه، عاملی تعیینکننده در خلق شانسهای گلزنی شد.
سیستم توخل که بر کنترل بازی، ضدپرس دستهجمعی و استفاده موثر از ضربات ایستگاهی تمرکز دارد، با حضور بلینگهام انعطاف بیشتری یافته است؛ موضوعی که شاید در جام جهانی نیز نتیجهبخش باشد. در نهایت، همه اینها نشان میدهد چرا بلینگهام به مهمترین مهره تاکتیکی تیم ملی انگلستان تبدیل شده است.















ارسال دیدگاه