در روزهای اخیر، نام الکساندر ایساک مهاجم سوئدی باشگاه نیوکاسل در محور بحثهای فوتبالی قرار گرفته است. ایساک پس از آنکه باشگاهش اجازه جدایی و انتقال به تیمی دیگر را نداد، تصمیم گرفت به تمرینات تیم اول بازنگردد و این موضوع واکنشهای بسیاری را در رسانهها و بین هواداران به همراه داشته است.
از دید ایساک، باشگاه به او قول داده بود که قرارداد جدیدی با شرایط مالی بهتر ارائه کند. اما این وعده عملی نشد و باعث شد ایساک احساس کند به او خیانت شده است. او حتی اردوی پیشفصل را ترک کرد و با تیم سابقش، رئال سوسیداد، تمرین نمود و حاضر نشد در لیست مسابقات روز بازی قرار گیرد.
بیتردید، اقدام بازیکن حرفهای که قرارداد دارد نباید منجر به چنین رفتارهایی شود و از منظر اصول حرفهای، انتقادات وارد است اما نکته مهم این است که عملکرد ایساک، پدیدهای جدید در فوتبال اروپا نیست. بازیکنان بسیاری پیش از او نیز برای رسیدن به خواستههایشان دست به اعتراض و عدم همکاری زدهاند، ولو آنکه برخی نمونهها افراطیتر بودهاند.
نمونههای مشابه در فوتبال اروپا
در همین تابستان، شاهد نمونه مشابه ویکتور گیوکرش مهاجم سوئدی بودیم که با عدم حضور در تمرینات اسپورتینگ، به انتقال به آرسنال سرعت بخشید. البته در انتقال او اختلاف بر سر مبلغ توافق شده و نبود قرارداد مکتوب موجب شد باشگاه پرتغالی قیمت را افزایش دهد و گیوکرش نیز عملا تحت فشار به خواستهاش رسید.
از سوی دیگر، وضعیت مشابهی برای یوهان ویسا در برنتفورد رقم خورد. به نظر میرسد وعده خروج با مبلغ مشخص، با افزایش ناگهانی قیمت توسط باشگاه مواجه شد و ویسا نیز با حذف ارتباط خود با باشگاه در شبکههای اجتماعی و ترک تمرینات، نارضایتی خود را ابراز کرد. جالب است بدانید نیوکاسل خود یکی از مشتریان ویسا است و همین امر باعث افزایش قیمت او شده است.
دوگانگی هواداران و باشگاهها
واقعیت این است که وقتی بازیکنی برای باشگاه محبوب ما چنین اقداماتی انجام میدهد، سعی داریم آن را توجیه کنیم اما اگر همین کار را بازیکن رقیب انجام دهد، به شدت او را محکوم میکنیم. این دوگانگی اکنون درباره ایساک و هواداران نیوکاسل نمود یافته و در قبال ویسا هم رخ داده است. هر دو بازیکن، قرارداد و تعهدی داشتهاند اما در عمل، با تکیه بر وعدههای غیررسمی یا وعدههایی که بعداً دستخوش تغییر شده است از خود رفتار اعتراضی نشان دادهاند تا زمینه جداییشان را فراهم کنند.
در نهایت، آنچه در فوتبال انگلیس و اروپا مشاهده میشود، تکرار سناریوهایی است که بازیکن به کمک فشارهای غیرفوتبالی، سعی در تسهیل خروج خود دارد؛ اقدامی که نه برای حرفهایگری مفید است و نه وجه اخلاقی مناسبی دارد. اما این پدیده، تازگی ندارد و بعید است به زودی از فوتبال حذف شود. نکته جالب دیگر این است که انتقال بازیکنان مذکور به نوعی به هم گره خورده و ممکن است در نهایت حتی هیچکدام موفق به جدایی نشوند.
از نگاه هواداران ایرانی فوتبال، این وقایع بار دیگر اثبات میکند که پشتپرده نقل و انتقالات گاهی پیچیدهتر از ظاهر آن است و دوگانگی و تناقضها، بخشی جدانشدنی از دنیای حرفهای فوتبال به شمار میرود.









ارسال دیدگاه