در دو دهه اخیر، ورود سرمایهگذاران ثروتمند به فوتبال انگلیس، دگرگونی بزرگی را رقم زده است. چلسی با خریداری توسط رومن آبراموویچ در سال ۲۰۰۳ به مکانیسمی تازه از موفقیت فوتبالی دست یافت؛ روندی که امروز نمونه مشابه آن را در تیم ولزی رکسهام شاهد هستیم.
چرخش سرنوشت چلسی پس از ۵۰ سال دوری از قهرمانی لیگ، تنها با تزریق سرمایه صاحب روس خود، آبراموویچ، ممکن شد: خرید بازیکنان مطرح اروپا، پرداخت بدهیهای کلان و دگرگونی ساختار باشگاه، الگویی شد که سپس توسط تیمهایی چون منچستر سیتی و پاری سن ژرمن نیز دنبال شد.
رکسهام با تملک رایان رینولدز و راب مکالهنی، سرمایههای هنگفتی را در فصلهای اخیر روانه کرد که حاصلش صعود خارقالعاده از لیگ پنجم به چمپیونشیپ و حضور در جمع ۱۶ تیم برتر جام حذفی انگلستان شد. این مسیر موجب شده است هواداران رقیب، رکسهام را متهم به خرید موفقیت کنند؛ همچنانکه زمانی بر چلسی خرده میگرفتند.
در هر دو باشگاه، توجه به زیرساختها ـ از آکادمی و تیم زنان گرفته تا ساخت ورزشگاه مدرن ـ نقشی اساسی در توسعه و ماندگاری موفقیتها ایفا کرده است. سرمایهگذاری بر چهرههای جوان بومی مانند مکس کلورث در رکسهام نیز، یادآور نقش جان تری در چلسی است.
رکسهام، علاوه بر جذب بازیکنان با تجربه و دستمزد بالا، در بخش مدیریتی و رسانهای نیز رشد سریعی داشته و اکنون با افزایشی چشمگیر در هواداران بینالمللی، تبدیل به برندی جهانی شده است. تلاش این تیم برای رسیدن به استانداردهای لیگ برتر، سرمایهگذاری بر زیرساختهای رسانهای، افزایش ظرفیت ورزشگاه و توسعه درآمدهای تجاری به ویژه در بازار آمریکا، یادآور انقلابی است که چلسی در دهه ۲۰۰۰ آغاز کرد.
مدل آبراموویچ حالا توسط چهرههای معروف دنیای سرگرمی و ورزش در سایر باشگاهها نیز تقلید شده است؛ نمونههایی چون سرمایهگذاری اسنوپ داگ در سوانزی یا تام برادی در بیرمنگام سیتی.
این روند مثبت یا منفی، فوتبال انگلیس را وارد عصر جدیدی کرده است؛ عصری که رقابت تیمهای سنتی با قدرتهای نوظهور ثروتمند، معادلات بازار نقلوانتقالات، پویایی رسانهای و موج جدید هواداران جهانی را بازتعریف میکند.


















Insert Comment