کره شمالی، کشوری منزوی و مرموز، در چند دهه گذشته یکی از قدرتهای اصلی فوتبال زنان دنیا بوده است؛ کشوری که شرایط زندگی سخت و نظامیگری شدید در آن حاکم است، اما در میادین فوتبال زنان به موفقیتهای چشمگیر رسیده است. این موفقیتها به ویژه در دهه ۲۰۰۰ میلادی و به لطف حمایت بالاترین سطوح قدرت سیاسی کشور، یعنی رهبران خانواده کیم، حاصل شد.
تیم ملی زنان کرهشمالی در جام جهانی ۲۰۰۷ با شکستناپذیری مقابل آمریکا (تساوی ۲-۲) تعجب بسیاری را برانگیخت. این تیم نه تنها جایگاه پنجم رنکینگ جهانی را تجربه کرد، بلکه در ردههای پایه هم قهرمان جهان شد. تمرینات فشرده، انتخاب بازیکنان مستعد از سراسر کشور و انتقال آنها به مدارس تخصصی فوتبال در پایتخت، از جمله سیاستهایی بود که نتیجه داد؛ بازیکنان به خاطر عضویت در تیم ملی، فرصت مهاجرت به پیونگیانگ و ارتقاء زندگی خانوادگی پیدا میکردند؛ امتیازی بزرگ برای خانوادههای اهل شهرستانها.
دولت کرهشمالی با تاسی از نظام دیکتاتوری، هر موفقیتی را به رهبری گره میزند. حتی گفته میشود علاقه شخصی کیم جونگایل (رهبر وقت کشور) به فوتبال زنان موجب هدایت سرمایه و تمرکز به این حوزه شد تا کرهشمالی بتواند در عرصه بینالمللی خودنمایی کند. شاید همین تمرکز دولتی و امکانات فراهمشده امکان تمرین تماموقت بازیکنان و صعود حرفهای را ایجاد کرد.
اما این موفقیتها دائمی نبودند. رسوایی بزرگ دوپینگ در جام جهانی ۲۰۱۱، حذف از جام جهانی ۲۰۱۵ و پس از آن انزوا و عدم حضور در مسابقات بینالمللی به دلیل شرایط سیاسی و به خصوص اعمال محدودیتهای شدید کرونا، باعث سقوط تدریجی این تیم شد. بازگشت اخیر کره شمالی به رقابتها با نایب قهرمانی در بازیهای آسیایی بارقهای از امید ایجاد کرد اما همچنان مشخص نیست این کشور بتواند جایگاه خود را دوباره باز یابد؛ به ویژه در فضایی که کشورهای دیگر با برنامهریزی گسترده و امکانات پیشرفتهتر در حال سرمایهگذاری جدی روی فوتبال زنان هستند.
در نهایت، فوتبال زنان کره شمالی تصویری پیچیده و پر رمز و راز ارائه میکند. موفقیتهایی که بخش مهمی از آن به ساختار سیاسی خاص کشور، تمرکز و حمایت رهبری برمیگردد؛ اما مشکلات اجتماعی، انزوای بینالمللی و موانع سیاسی همواره تهدیدی جدی برای آینده این تیم محسوب میشوند. آیا باز هم «غول خفته» فوتبال زنان آسیا بیدار خواهد شد؟ تنها زمان میتواند به این سوال پاسخ دهد.


















Insert Comment