عرصه مربیگری در تنیس تا مدتها، عمدتاً در اختیار مردان بوده و هنوز هم تعداد مربیان زن در بالاترین سطح این ورزش بسیار محدود است. برای مثال، تنها چهار بازیکن از میان پنجاه تنیسور برتر جهان، مربی زن دارند. این در حالی است که در سال جاری میلادی، میرا آندریوا با هدایت کونچیتا مارتینز موفق شد عنوان قهرمانی گرند اسلم را کسب کند؛ اتفاقی که تا پیش از این، از سال ۲۰۱۷ بیسابقه بود.
این موفقیت توجهها را به نقش مهم مربیان زن، نهتنها در ارتقاء فنی بلکه در اعتماد به نفس بازیکنان جلب کردهاست. بسیاری از کارشناسان معتقدند تفاوت در سبک ابراز اعتماد به نفس یا مسایل مرتبط با سفرهای پرتکرار و مسئولیتهای خانواده، مانع حضور گستردهتر زنان در مربیگری تنیس شده است.
ساندرا زانیوسکا، مربی مارتا کوستیوک، تأکید میکند که هماکنون فضا در حال تغییر است ولی تقسیم ۵۰-۵۰ بین مربیان زن و مرد، به دلیل تمایلات شخصی و شرایط زندگی، بعید به نظر میرسد. او میگوید: «زنان پس از پایان دوران بازی معمولاً به تشکیل خانواده و کمتر سفر کردن فکر میکنند.» عامل دیگر، مساله همبازی تمرینی (هیتینگ پارتنر) است که اغلب توسط مردان انجام میشود و باعث میشود بازیکنان مرد را برای پوشش هر دو نقش ترجیح دهند.
کمبود نمونههای موفق زن در مربیگری تنیس، بر چرخه تربیت مربیان زن نیز تاثیر میگذارد. باور "اگر نمیبینی، نمیتوانی باشی" یعنی نبود الگو، علاقهمندان زن به مربیگری را دلسرد میکند. از همین رو برنامههایی همچون Coach Inclusion Programme به منظور تربیت و حمایت از مربیان زن توسط WTA شکل گرفته تا مسیر حرفهای برای آنها روشنتر شود و فرصت رشد فراهم گردد.
بدیهی است هدف این تلاشها اثبات برتری مربیان زن نسبت به مردان نیست، بلکه ایجاد برابری فرصت و مسیر درست برای رشد زنان در عرصه مربیگری تنیس است؛ تا هر فرد باتوجه به شخصیت و تواناییهای خود بتواند جایگاه شایستهای بیابد.

















ارسال دیدگاه