میراث ماندگار آرتور اش در آفریقای جنوبی؛ فراتر از قهرمانی ویمبلدون
آرتور اش، نامی است که فقط با پیروزی در گرنداسلم ویمبلدون و تاریخسازی به عنوان نخستین سیاهپوست قهرمان این مسابقات گره نخورده است؛ او چهرهای الهامبخش در مبارزه علیه تبعیض نژادی و نماد پایداری در برابر بیعدالتی شد.
نقطه اوج شهرت اش شاید روز ۵ ژوئیه ۱۹۷۵ بود که با پیروزی مقابل جیمی کانرز همه را شگفتزده کرد؛ اما خودش بارها تأکید کرده بود که قهرمانی در ویمبلدون مهمترین دستاورد او نیست. دغدغه بزرگترش، تلاش برای از میان برداشتن موانع نژادی و اجتماعی بود؛ و آفریقای جنوبی، جایی بود که این مبارزه وجهی عمیق پیدا کرد.
در دهه ۱۹۷۰، رژیم آپارتاید آفریقای جنوبی چند بار از صدور ویزا برای اش به خاطر انتقادات صریحش سر باز زد، اما در سال ۱۹۷۳ به او اجازه ورود داده شد تا در رقابتهای اوپن آفریقای جنوبی شرکت کند. شرط اصلی اش برای بازی، آزاد بودن ورود تماشاگران سیاه و سفید به ورزشگاه بود؛ اقدامی که واکنشهای زیادی را در هر دو سوی اقیانوس برانگیخت. برخی، حضور او را مشروعیتبخشی به حکومت نژادپرست میدانستند، اما اش معتقد بود برای قضاوت درباره واقعیتهای جامعه آفریقای جنوبی باید از نزدیک آن را لمس کند.
فارغ از انتقادات، دیدار او با جوانان سیاهپوست آفریقای جنوبی، مخصوصاً در تاونشیپ سووتو، تأثیری عمیق گذاشت. بسیاری از نوجوانان با مشاهده اش، برای نخستینبار تصویری از یک سیاهپوست آزاد و موفق را جلوی چشم خود میدیدند. مارک ماتابان، نویسنده و روشنفکر اهل الکساندرا نیز از آن دسته بود که حضور اش را الهامبخش میدانست و میگفت: «او برای ما “سیفو” (هدیه) بود؛ نخستین مرد سیاهپوستی که آزاد بود و در جهان موفق شده بود.»
اش در تداوم فعالیتهایش برای جوانان، مشارکت در تاسیس مرکز تنیس سووتو را رقم زد؛ مرکزی که امروز ۱۶ زمین، کتابخانه و بخش آموزش مهارتهای زندگی دارد و الهامبخش نسلهای جدید بازیکنان تنیس در آفریقاست. اسطورههایی مثل سرینا و ونوس ویلیامز نیز بعدها در این مرکز کلاسهای آموزشی برگزار کردند.
میراث اجتماعی آرتور اش به مشارکت او در جنبشهای تحریم ورزشی و فرهنگی علیه رژیم آپارتاید نیز گره خورده است. او پس از تجربیاتش در آفریقای جنوبی به این نتیجه رسید که انزوا و تحریم بهترین راه برای فشار بر حکومت نژادپرست است، و در نهادهایی همچون Artists and Athletes Against Apartheid نقش مهمی ایفا کرد. حتی بازداشت شدن او در یکی از اعتراضات، به رساندن پیامش به گوش جهان کمک کرد و هزینه شغلی بالایی برایش داشت.
علاوه بر این، اش با فعالیتهای آگاهیبخش خود در حوزه HIV/AIDS و دفاع از حقوق بشر در نقاط مختلف جهان، نقشی بیبدیل داشت و ارتباطی عمیق با سیاهپوستان آفریقای جنوبی به خاطر تجربه شخصیاش از تبعیض نژادی در ریچموند آمریکا برقرار کرد.
دیدار تاریخی او با نلسون ماندلا، اسطوره مبارزه با آپارتاید، جزو نقاط عطف زندگیاش بود؛ هرچند که اش مجال نیافت پایان دوران آپارتاید و ریاستجمهوری ماندلا را ببیند. با این حال، همچون ماندلا، از ورزش به عنوان ابزاری برای ایجاد تغییر در جامعه استفاده کرد.
در پنجاهمین سالگرد قهرمانی او در ویمبلدون و با برپایی نمایشگاهی ویژه، بیش از هر زمان دیگری مشخص شده که میراث اش تنها در زمین تنیس رقم نخورد؛ او با مبارزههای اجتماعی و انسانیاش، ذهن و روح یک نسل را آزاد کرد.
نظرات